تبليغاتX
قاصدک
گیریم قاصدک را هم دیدی ، زبانش را هیچ میدانی ؟
 

دقیقا می تونم بگم از دیروز یکی از قاصدک ها تب کرده ...

 اون یکی قاصدک ساکت و افسرده فقط یه گوشه نشسته و کتاب  می خونه...

خانم قاصدک تمام شب کنار همسرش نشسته بود مبادا که تبش بالا بره.

آقای همسر معتقده قاصدک ها تله پاتی عجیبی دارند...

وقتی یکی تب می کنه اون یکی حتما کاملا بیمار میشه....

امشب مهمان داریم...

من، آقای همسر و آقای چخوف باهم شام خواهیم خورد

و به سلامتی خانم ها خواهیم ...

 

خانم همسر

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 16:25  توسط قاصدک  | 

 
 
اين روزها من (‌آقاي همسر) به شدت درگير پروژه ها و حل و فصل كردن مسائل كاريم هستم .
 
 تغريبا فرصت زيادي براي بودن در كنار هم را نداريم.
 
 ولي خانم همسر با فداكاري تمام و مثل يك فرشته به من انرژي و روحيه ميدهد.
 
خودش ميداند كه تمام زندگي من بسته به وجود اوست و با روحيه اي فوق العاده با من همراه است
 
و من مطمئنا تمامي خوبيهايش را جبران خواهم كرد.
 
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 15:57  توسط قاصدک  | 

از وقتی فهمیدم یه قاصدکم... تصمیم گرفتم زندگی آدم ها رو بذارم کنار...

یه روز خودمو سپردم به دست باد و تو یه دشت بزرگ با یه قاصدک تنها آشنا شدم...

و بعد فهمیدم که که عشق قاصدک ها فراتر از مرز همه عشق هاست ...

و اینگونه شد که زندگی قاصدکی آغاز شد...

 

خانم همسر

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 23:16  توسط قاصدک  |